حسين قرچانلو
20
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
معرّة النّعمان « 1 » در جنوب غربى حلب بر سر راهى كه به اردوگاه حمص و شهر آن مىرود واقع است . ابن خرداذبه ، معرة النعمان را از نواحى حمص به شمار آورده است . « 2 » يعقوبى در وصف آن مىنويسد : شهرى كهن و ويران است و مردم آن از قبيلهء تنوخند . « 3 » به نوشتهء ابن حوقل ، در اطراف شهر روستايى نيست و در تمام نواحى آن آب جارى و چشمهاى وجود ندارد ؛ شرب اهالى از آب باران و زراعتشان به ديم است . « 4 » ناصر خسرو كه در قرن پنجم هجرى هنگام سفر به بيت المقدس و مكّه و مدينه از معرة النعمان عبور كرده مىنويسد : ديوارى سنگين داشت ، شهرى آبادان بود و بر در شهر استوانه سنگينى ديدم چيزى در آن نوشته بود به خطى غير از خط تازى ( عربى ) ؛ از يكى پرسيدم كه اين چه چيز است ؟ گفت : طلسم عقرب است كه هرگز در اين شهر عقرب نباشد و نيايد و اگر از بيرون آورند و رها كنند ، بگريزد . ارتفاع آن ستون را ده ارش برآورد كردم و بازارهاى شهر را بسيار معمور ديدم و مسجد جامع شهر بر بلندىاى در ميان شهر قرار داشت كه از هر طرف با سيزده در به آن مسجد مىرفتند . كشاورزى مردم آن همه گندم است . درخت انجير و زيتون و پسته و بادام و انگور در شهر فراوان است . آب شهر از باران و چاه است . در آن شهر مردى بود كه او را ابو العلاء معرّى مىگفتند كه نابينا و رئيس شهر بود ؛ نعمتى بسيار و بندگان و كارگران فراوان داشت . وى طريقهء زهد پيش گرفته ، گليمى پوشيده ، در خانهاى نشسته و نان جوين خوراك او بود . « 5 » ادريسى در قرن ششم هجرى ، معرة النعمان را جايى بسيار آباد و پر از ساختمانها و بازارها يافته ، مىنويسد : در نواحى آن آب جارى نيست و چشمهاى هم ندارد و غالب سرزمين آنها ريگزار است و آب مشروب مردمش از باران است . شهرى پردرخت و ميوههايش زيتون ، انگور ، انجير ، گردو ، پسته و غيره است . « 6 » در نيمهء دوم قرن ششم هجرى ، ابن جبير نيز كه از معرة النعمان عبور كرده ، در وصف آنجا مىنويسد : روز شنبه نوزدهم ربيع الاوّل در سمت راست جادهاى كه عبور
--> ( 1 ) . Ma'arrat an - No'Man ( 2 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 58 . ( 3 ) . البلدان ؛ ص 104 . ( 4 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 164 . ( 5 ) . سفرنامه ؛ ص 15 . ( 6 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 652 .